بنام خدا (نیمه طنز انتخاباتی) خطاب به همه کاندیداها] فصلِ پاییز است وبرگ گردیده رنگ کن خـدا یاری نگویم من جَفَنگ !
وعده دادی هان! درانجامش بکوش تومکن کاری کنند مردم خروش
ای که شد بازارِتبلیغ تـوگـــرم یاوه کم گواز شهیدان کن توشرم
وضعِ مردم بین وگو آنگه سخــن مرهمی شو تو براین رنج خفِـن!
گوشه ی هرشهر بُـَودمردی فقیـر طفلِ خودراچون نمایدنیمه سیر
یا جـــوانی مانده او از ازدواج بین یتیمی راکه مانده هاج وواج
شددهانت گرم بکن فکرعمـــل تا نگویندت شدی بــابــاشمل!
گر شدی جوگیرمجلس کن تو یـاد رای مردم را،پس آنگه شوتوشـاد
چونکه رفتی مجلس وکارَت گرفت یاد مردم کن مشو خنگ وخـرفت !
ای که لم دادی بروی مــبلِ سبز فکر مردم کن سپس فامیــلِ سبز!
ای که مجلس می روی حرفی بـزن باسکوتت قلبِ مـا آتش مـــزن!
ای «رضـا»گفتی مسایل رابه طنز توبه شوخی گفته ای امابه رمز رضافیروزی/آذر98/گوگد
برچسب:
نویسنده: آرین محبی